
قصه ی عشق
رنج من و رنج تو و قصه ی عشق ما دو تا تمومه
حرف نگفته ایی نمونده بین ما حرفامونم تمومه
طاقت موندن ندارم به انتظار لحظه ی رفتنم
اما همیشه یادمی منم همیشه یادتم
منی که یک عمره فقط زندونی یه عادتم
وسوسه ی یکی شدن هنوز تو احساس منه
هنوز واسه تو قلب کچیکیم می زنه
گریه نکن بذار برم این آخرین راه منه

قسمت ....
سلام .
شرمنده از اینکه مدتی کوتاه نبودم....
بهش میگن قسمت باز هم قسمتی شد تا به پابوسش برم
فقط می تونم بگم شکر
خوش گذشت امیدوارم قسمت شما هم بشه

گفتمش بي تو چه مي بايد كرد ؟
عكس رخساره ي ماهش را داد ..
گفتمش همدم شبهايم كو ؟
تاري اززلف سياهش راداد ..
وقت رفتن همه روميبوسيد به من ازدور نگاهش راداد ..
يادگاري به همه داد و به من... انتظار سرراهش را داد
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
اينقدر عا شقت بودم اسم خودم يادم رفت نميدوني بي تو شبها چه جوري خوابم رفت
هر چه بد کردي بد گفتي شکستي دلمو از تو رنجيدمو اما روز بعد يادم رفت
اينقدر عاشقت بودم نفهميدم فقط منم که از اين عشق داره ميسوزه
تنم قصه ما دو تا رو هر کي شنيد گفت بايد از عاشقي دل بکنم